عروس کویر

زندگی بال و پری دارد با وسعت عشق

جوابیه

متاسفانه به دلایلی از جمله امتحانات کارشناسی ارشد و پس از آن نقل مکان به تهران و دانشگاه شهید بهشتی این مسأله در هاله ای از ابهام فرو رفت . با این حال این مسأله دغدغۀ همیشگی ام بود و حتی به جناب آقای دکتر روح الله مفیدی از دوستان و هم کلاسیهای قدیمی که در دانشگاه علامه طباطبایی مشغول تحصیل در رشته زبان شناسی بود ؛ پیشنهاد دادم تا با همکاری یکدیگر کتابی دربارۀ زبان و فرهنگ نایین به رشته تحریر درآوریم که ایشان نپذیرفتند و بالتبع فراغت از تحصیل و پس از آن دوران مقدس خدمت سربازی ، مانع از ادامه کار و اندیشه در این زمینه شد . دوران پس از خدمت و تدریس در دانشگاه دوباره مرا به یاد این دغدغۀ همیشگی انداخت . برای اولین بار در سال 83  ، در محفلی دوستانه در مرکز فرهنگی نیستانی این ایده را در جمع دوستانی همچون حاج آقای اسلامی و حاج مجتبی پوربافرانی مطرح کردم که با استقبال و تشویق دوستان و به خصوص حاج مجتبی روبرو شد . با جدیت عزم خود را جزم کردم و حدود دو سال با همکاری فضلا و اندیشمندان و صاحبنظران و یاری گرفتن از صاحبان ادب توده ( پیرمردان و پیرزنان ) شروع به جمع آوری مطلب از طریق مصاحبه و پاسخنامه و فیش برداری از منابع مکتوب نمودم . مواد اولیه آماده بود که مسائلی از جمله افتخار ابدی عضویت در شورای اسلامی دیار شهید پرور بافران ، قبولی در مقطع دکترا و تاهّل ، باعث شد که انبوه فیشها ، نوارهای ضبط شده و ... در گوشه ای گرد بخورد  تا این که در سال 87  خود را محبوس کردم و فیشها را پس از چند ماه با نظم منطقی یک کتاب ، آماده تایپ نمودم . پس از تایپ ، دوستانی همچون حاج مجتبی ، کریم پوربافرانی ، رسول زمانی نایینی و استاد عزیزم دکتر پدرام میرزایی ، مطالب را مطالعه کرده و نکات ارزنده ای را متذکر شدند که مو به مو همۀ موارد اعمال شد و اگر در حال حاضر نقصی مشاهده می شود بر عهدۀ این جانب است و این که عنوان فرموده اید که به نظر دوستان ، توجهی نشده از ادب به دور است . خوشبختانه کتاب ارزشمند اشک کویر نیز به زیور طبع آراسته شده بود و زمینه و فرهنگ این کار مهیا شده بود و این نیز فرصت ارزنده ای بود تا از انتقاداتی که بعضا درست یا نادرست به آن کتاب مستطاب وارد بود در کار خود لحاظ کنم و از تکرا آنها خودادری نمایم . هرچند که متاسفانه عده ای تنگ نظر ، عرصه را بر حاج آقای اسلامی تنگ کرده و با انتقاداتی که بیشتر شبیه غرض و مرض بود می خواستند حلاوت این اقدام ارزشمند را به کام آن جناب ، تلخ نمایند که خوشبختانه ارزش و قدر و منزلت چنین کارهایی با گذشت زمان ، بیش از پیش مشخص می شود .

بگذریم . با آقای ابراهیمی نویسندۀ کتابهای فرهنگ توده در انارک تماس گرفتم و ایشان با معرفی ناشری در قم و گوشزد کردن نکاتی ارزنده کار طاقت فرسایی را که سالها دغدغه و خار خار ذهنم بود به دست چاپ سپردم . 4 میلیون تومان وام گرفتم و با دلگرمیهای دوستان و اطرافیان این کار را شروع کردم . دوست ندارم از روند طی شدن مسیری که خاطرات تلخش بیش از شیرینی آن است یادی  بکنم . کتاب عروس کویر با همۀ ضعفها و نقطه قوتهایش بر روی پیشخوان کتابفروشیها قرار گرفت و .....

     در حال حاضر پس از گذشت حدود 8 ماه ،  تنها 50 جلد از کتاب عروس کویر باقی مانده که می تواند آمار خوبی برای فروش و عرضۀ کتابی باشد که از هر طرف در مظان یک جانبه نگری ، حس ناسیونالیستی ، محله گرایی و ... قرار گرفته است . خوشحالم که تنها حدود 500  جلد از این کتاب را دانشجویانی خریدند که با علاقه و اشتیاق خریدند . خوشحالم که دوستان زیادی با این کتاب پیدا کردم ؛ دوستانی که خیلی از آنها هیچ تعلق نسبی و سببی به بافران و نایین ندارند و تماسهای تلفنی آنها خستگی دور و دراز این کار طاقت فرسا را از تنم بیرون می کند . خوشحالم که این کتاب را دوستان ، لایق خواندن و نقد و بررسی دیده اند . تشکر ویژه از آقای محمدرضاعرب بافرانی که از دوستان نزدیک این حقیر هستند و مطالبی را راجع به این کتاب نوشته اند و مِن باب ادب به انتقاداتی که دوستان مطرح کرده اند جواب می دهم .

1- بحث بیت المال و دغدغه دوستان : به حمدالله برای اولین بار با چاپ کتاب اشک کویر این افتخار ، نصیب شورای اسلامی بافران شد تا با حمایت هر چند جزیی مالی از این اثر ، مشوق دیگر پژوهشگران و محققان شود . زمینه فرهنگی و حمایت از برنامه های فرهنگی کاری است که به نظر این حقیر باید مقدم بر همه امور باشد ؛ چرا که فرهنگ مردم و پاسداشت آن باعث ترقی و پیشرفت جامعه می شود . لازم به ذکر است به همان میزان که از کتاب اشک کویر حمایت شد  از کتاب عروس کویر نیز حمایت صورت گرفت و من تعجب می کنم که چرا بعضی از دوستان ، ولخرجیهای بی شمار در عرصه های گوناگون را می بینند و دلشان به حال بیت المال نمی سوزد ولی با حمایت از برنامه های فرهنگی آن را توهین می دانند مثل حمایت و تشویق دانشجویان و سفر زیارتی بازنشستگان و چاپ کتاب و رساله دانشگاهی دربارۀ بافران و فغانشان به خاطر بیت المال به هواست ..... امید که این فرهنگ نهادینه شود و همه خود را موظف به حمایت از چنین کارهایی بدانیم و با نو آوری و استفاده از نظرات مختلف به این امور ادامه دهیم . با وجود چنین خلاء هایی در راستای حمایت از نویسندگان ، نخبگان و ... ایدۀ تشکیل صندوق حمایت از نخبگان و اندیشمندان را ارائه کرده ام که امید با تشکیل چنین صندوق و کانونی از دغدغه های مالی کارهای علمی – پژوهشی کاسته شود .

2- توزیع کتاب در ظهر عاشورا برنامه ای بود که ایدۀ شخص خودم بود و اگر درست توزیع نشد به آن انتقاد وارد است . همچنین توزیع کتاب در بین آشپزها و اهداء لوح تقدیر از طرف شورا هم جهت رفع مسایل بیهوده دو سال اخیر بافران در امر طبخ غذای تاسوعا و عاشورا از طرف این حقیر صورت گرفت و شورا تنها هزینۀ لوح تقدیر و سی دی آشپزی را تقبل فرموده و هزینه کتاب نیز از طرف یکی از دوستان خیّر و عزیزم تأمین شد و الحمدلله ، هزینه ای متوجه بیت المال نشد . اما موضوعی که شاید شخصی آن هم به صورت نادر ( النّادرُ کالمَعدوم ) دو یا سه جلد کتاب در مراسم مختلف گرفته ؛ به فال نیک می گیرم چرا که می توان همین کتاب را  به دوستان خود که احیاناً کتاب ندارند هدیه داد و به نظر من این مسأله نشانۀ ضعف نیست .

2- از بحث هزینه و مسائل مالی که متاسفانه همان طور که قبلا اشاره شد به دلیل عدم وجود کانون و نهادی در راستای حمایت از چنین کارهای فرهنگی ، حرف اول را می زند بگذریم ؛ دربارۀ مسائل فنی و محتوایی نیز نکاتی اشاره شده که به آن می پردازیم :

در قسمت لغات و اصطلاحات ، سعی بر این بوده که حتی المقدور ، لغات اصیل نایینی ذکر شود و لغاتی که اصل آن فارسی بوده و با اندک تغییری در زبان نایینی به کار می رود ذکر نشود . اما مسأله ای که گفته اید در 5 دقیقه این سه لغت را یافته اید باید به عرض برسانم که لغت در موقعیت و موقع کاربرد ، بروز می کند و این نیست که فردی بنشیند و 5 دقیقه فکر کند و چند لغت بنویسد . ولی این را قبول دارم و حتی در کتاب هم اذعان شده که هیچ وقت هیچ کس نمی تواند ادعا کند که فرهنگ لغت جامعی در هر زبانی نوشته است و بگوید این ورژن آخر فرهنگ لغت است چرا که زبان و کاربرد لغت به موقعیت و استعداد مردم در ساخت لغات جدید در موقعیتهای خاص و جدید بستگی دارد . با این حال از همه دوستان درخواست دارم تا لغات و اصطلاحات از قلم افتاده را یادداشت نموده و به این جانب تحویل نمایند تا ان شاء الله در چاپ دوم کتاب به کار ببرم .

3- دربارۀ مسألۀ شیوۀ نوشتن و مسایلی از این دست از جمله استاد دانشگاه و ... که عنوان فرموده اید بد نست توجه شما را به مسائلی در باب شیوه های نگارش جلب نمایم . فضل فروشی و با آب و تابهای فاضلانه نوشتن زمانی مفید فایده است که مخاطب شما ، قشر خاصی ( مثلا دانشگاهیان ) باشند و بالتبع نمونه های زیادی را دیده ام که به دلیل مخاطب ناشناسی نویسندگان آنها در هاله ای از فراموشی و بی توجهی به سر می برند . برای نمونه به کتابهایی مراجعه فرمایید که یا ترجمه هستند و یا یادگار سبکهای فنی فارسی که فقط به درد یک قشر می خورد و آنها هم به اکراه و اجبار درسی ، آن آثار را تحمل می کنند . با این حال با انتقاد شما موافق نیستم و جهت اطلاع می توانید قسمتهای مختلف کتاب به خصوص فصلهای اول و دوم و مقدمۀ هر فصل را به دقت مطالعه فرمایید . ساده نوشتن و درست نوشتن از شعارهایی است که آن را سرلوحۀ کار خود قرار داده ام و اگر می خواهید نثر ادبی و شیوۀ دانشگاهی این جانب را ببینید به مقالات چاپ شده این حقیر در نشریات مختلف علمی و پژوهشی مراجعه فرمایید .

4- در مورد عکسها و نحوۀ چینش آن در آخر کتاب از کارهای خوبی بود که به پیشنهاد ناشر صورت گرفت ؛ چرا که وارد کردن بیش از حد عکس در متن باعث شده بود که نوشته ها به چشم نیاید و علاوه بر این ، هزینۀ گزافی را نیز متوجه نگارنده می کرد و بالتبع پس از چاپ ، دغدغه هایی را هم از جانب بیت المال متوجه دوستان می کرد !! علاوه بر این ، این مسأله از جمله انتقاداتی بود که شخص حقیر به کتاب  اشک کویر داشتم چرا که مطالب و نوشته ها در عکسها گم بود . طرح جلد و نقص آن به دلیل اهمال ناشر پیش آمد که کار تا حد شکایت هم پیش رفت . خودم هم تا مدتها نمی توانستم این مسأله را قبول کنم و حق را به شما می دهم . حتی نحوۀ چینش حروف و غلطهای املایی نیز مورد پسند این جانب نیست و این هم از آن مسائلی است که عنوان کرده اید که خود نویسنده به آنها مطلع است و نظر کاملا درستی است . امید که این ضعفها که مربوط به بحث زیبایی و چشم نوازی اثر و کتاب است در چاپ بعدی به صفر برسد .

5-  از دیگر مواردی که خواسته یا ناخواسته ، خواسته اید آن را القا کنید مسالۀ محله گرایی است . مسأله ای که در نایین به تعبیر یکی از دوستان ، ما را بافرانی می دانند و متهم به حس ناسیونالیستی می کنند که بیشتر کتاب دربارۀ بافران است و نه نایین . هر چند که این مسأله از جهاتی درست به نظر می رسد از بسیاری جهات نیز غیر منصفانه است چرا که دو فصل اصلی کتاب به نایین اختصاص دارد ولی قصد دارم در چاپ جدید حدود صد صفحه به قسمت نایین و محمدیه و اطراف اضافه نمایم . اما در باب بافران باید به عرض برسانم که نوشتن دربارۀ موضوعی که منابع مکتوب دربارۀ آن در حد صفر است چه کار خطرناک و حساسی است . استفاده از منابع شفاهی و صاحب نظرانی چون آقای حسین شهریاری بافرانی ، تنها روزنه های فراهم کردن مطلب بود که در کنار معدود منابع مکتوب به کار می آمد و از آنها نهایت استفاده برده شد . در این اواخر کتاب نظام آبیاری سنتی در نایین ، دربارۀ بافران ، مطالبی ذکر کرده بود و کتابهایی چون تاریخ نایین و کتب دیگر که در فهرست منابع کتاب ، قابل مشاهده است . پس دغدغۀ اصلی نگارنده ، مستند نوشتن در این زمینه بوده که به حمدالله این کار که تا حدودی نشدنی جلوه می کرد به زیور طبع آراسته شد و اگر منصفانه به کار نگاه شود متوجه می شویم که هیچ گونه مسالۀ محله گرایی و این بازیهای بچگانه ای که شما هم اشاره کرده اید نبوده و نیست و این مسائل ساختۀ ذهن مغرضانی است که می گویند اشک کویر، عجمهای بافران را خانه نشین کرد و عروس کویر ، عربها را . حال بنگرید که نیای مادری نگارنده ( خدایش بیامرزاد ) از عربهای بافران بوده است.

6- مسأله چینش مطالب دربارۀ مساجد نیز تنها بر اساس صبغۀ تاریخی مساجد بوده و اگر بنا به ذکر نام باشد نام همۀ مساجد آمده و تنها مساجدی که از لحاظ تاریخی ، دارای نکته ای خاص بوده به آن اشاره شده است و اگر خدای ناخواسته به نظر شما توهین به مساجدی چون حضرت سیدالشهدا ( ع )  بوده باید این موضوع را بیش از آنجا متوجه مسجد امام حسن مجتبی ( ع ) که در 100 متری خانه پدری نگارنده اسنت و مساجدی چون گلزار شهدا دانست . پس لطفا با بصیرت و دقت کامل تری در این زمینه ها که بوی تفرقه و دشمنی و کینه و عداوت می دهد بنویسید .

7- بحث مسیرهای عزاداری و این که با طعنه نوشته اید شاید این حقیر دسته های عزاداری را دنبال نمی کنم یا نکرده ام از دیگر مواردی است که خواسته یا نا خواسته با قصد خاصی نوشته شده و باید به عرض برسانم که باز هم این مسأله را خلط کرده اید و  قصد نگارنده تنها ذکر مسیرهای قدیم بوده است و حتی اینکه مسیر منزل امیر خان ، ذکر نشده به خاطر مسالۀ قمه زنی بوده که نخواسته ام به این موضوع انحرافی دامن بزنم . اگر ملاحظه بفرمایید در این چند سال اخیر ، مسیر دسته عزاداری در مناسبتهای خاص به سمت مسجد هفت تن ، مسجد بابا شیخعلی و مسجد امام حسن مجتبی ( ع )  نیز بوده که در کتاب به آنها اشاره ای نشده و این مسائل نشان می دهد که خدای ناکرده نگارنده با مسجد و محلّۀ خاصی دشمنی و عداوتی نداشته و این هم زاییدۀ فکر کسانی است که خود در عمق وجودشان به این مسایل می پردازند .

8- بحث پرداختن به مشاهیر بافران با توجه به این که در کتاب ارزشمند اشک کویر به آن پرداخته شده بود ؛ کاری تکراری بود و عدم وجود معیاری برای مشاهیر و مسأله ای که خود شما نیز به بروز آن در اشک کویر انتقاد داشته اید ؛ باعث شد که وارد این حوزه نشوم . علاوه بر این در نظم منطقی کتاب نیز جایی نداشت و نمی توانستم به زور به کتاب تحمیل کنم . همان بحث قسمت شعر و شاعری که شما هم به درستی اشاره کرده اید و نظر خود نگارنده نیز این است که عنوان فصل از شعر و شاعری باید به عنوان دیگری تغییر کند تا نویسندگان و همه صاحب قلمان را شامل شود ولی این را قبول ندارم که یادکرد از نام چنین بزرگوارانی ( حاج آقای اسلامی ، جناب آقای مفتاح و آقای شهریاری ) که نثر آنها نیز چون شعری شیواست توهین و دهن کجی باشد !!!

9- بحث فراخوان که در زمینۀ شعر مطرح کرده اید شفاهی و کتبی صورت گرفت ولی عده ای دوست نداشتند که نام و شعر و اثر خود را ارائه دهند و من هم زیاد اصراری بر این کار نداشتم . بااین حال با چاپ کتاب و مشاهده استقبال مردم ، پیشنهاد همکاری در چاپ بعدی را داده اند و ان شاءالله که چاپ دوم در این زمینه نیز پربار تر گردد .

10- مسأله ای که دربارۀ وجه تسمیه بافران ذکر کرده اید اگر دقت نمایید می بینید که نگارنده ، مدعی نبوده که نام بافران از نام ابو اسحاق بادرانی گرفته شده و تنها نظرات مختلف در این زمینه را مورد نقد و بررسی قرار داده ام ؛ هر چند که خود شما هم در نظری عجیب گفته اید که ( به منظور نویسنده پی برده اید ) ولی خوب این که آن را جزء ضعفهای کتاب آورده اید جای سوال و تعجب دارد .

11- از دیگر موارد که آن را ضعف و بر هم زنندۀ نظم کتاب دانسته اید و با ذکر اصطلاحاتی از جمله ( دیتابیس و ...)  خواسته اید وجه علمی و مقبول به آن بدهید دربارۀ امیر خان در صفحات39 و 40 کتاب است که اگر به دقت ، این دو صفحه را مطالعه کنید متوجه می شوید که دو موضوع جداگانه ذکر شده و تکراری نیست ( صفحه 39 دربارۀ امیر خان و فرزندان او و صفحه 40 دربارۀ اعطای لقب خانی به میرزا معصوم ، حاکم وقت نایین به خاطر رشادت امیر خان است ) و این که گفته اید نظم کتاب را به هم زده کمی عجیب و غیر منصفانه به نظر می رسد .

12- ذکر این مطلب که مرز بین خرافات و عقاید و باورها مشخص نشده نیز از آن حرفهای عجیب است چرا که در مقدمه همین فصل اگر به دقت بخوانید گفته شده که بعضی از آنها تا حد یک خرافه مضحک نمود یافته است . علاوه بر این پرداختن به فرهنگ توده یعنی ذکر همین عقاید و باورهایی که حتی خرافه هستند و هیچ کس با خواندن اینها فکر نمی کند که با روستایی عقب افتاده سر و کار دارد بلکه این مسایل نشان از باورهای خیلی کهن در این مرز و بوم دارد . سوای این موارد شما اگر کل کتاب را بگردید جمله و کلمه ای خلاف ادب و مربوط به مسایل جنسی و ... در این کتاب مشاهده نمی کنید حال آنکه می توانید سری به کتابهای دیگری که در این زمینه نگاشته شده بزنید و ببینید که سرشار از الفاظ رکیک و خلاف ادب است که چون آن را جزء فرهنگ توده دانسته اند ذکر نموده اند  و این کتاب را باید یکی از کتابهای پاستوریزه در این زمینه به حساب آورد که  این امر ، جزء افتخارات قلبی نگارنده نیز به شمار می رود  .

13- درباره ضرب المثلها تنها ضرب المثلهایی که شکل فارسی دارند از جمله ، تو که گندم نداشتی   چرا رناس می کاشتی و    یا    قربون دیگ خودم برم  هر وقت بخوام سرش می رم   را در زمره امثال مردم عرب نشین بافران آورده ام چه اینکه خود نیز بارها از مادربزرگم که عرب بود این امثال را شنیده بودم.

 14- در مورد رعایت انصاف در عکسها نمی دانم منظور شما چیست و اگر بحثی هست شفاف تر عنوان کنید چه این که عکسها را با همکاری سه تن از برادران عزیز و گرانقدر آقایان  احمد بهشتی پور ، مرحوم عید علی رحیمی بافرانی و مهدی برومندپور تهیه کرده ام و در چاپ بعد قصد دارم از عکسهای جدید تر و بیشتر مربوط به توده های مردم و فرهنگ آنها استفاده نمایم.

       با همه این تفاسیر باز هم از شما تشکر می کنم که به قدر وسع و توان و معلومات خود به کار نقد و انتقاد مشغول هستید و امید که با تشکیل جلسات نقد و انتقاد در زمینه های مختلف ، فرهنگ انتقاد صحیح و انتقاد پذیری و تحمل آواهای مخالف را در وجود همه قشرها نهادینه کنیم . بالتبع نقد سازنده و سالم زمینۀ پیشرفت و بالندگی جامعه را در زمینه های مختلف فراهم می کند  هر انسان عاشق پیشرفت باید با روی باز و سعه صدر ، انتقادات سازنده را به جان بخرد و در جهت رفع کاستیها و ضعفهای خود قدم بردارد .

در پایان جا دارد از دوستان عزیزم نماینده محترم شهرستان جناب آقای دکتر حسنی ، اعضای محترم شورای اسلامی و دهیاری بافران ، حاج مهدی و حاج حسین بنویدی ، حاج علی اقبال ، حاج احمد حسنی ، حاج علی رادجو و حاج حسن رادفر ، مهندس جمال بافرانی ، کانون فرهنگی – هنری  باقرالعلوم ( ع ) مسجد جامع بافران  ، کرمعلی احمدی نسب ، خسرو پوربافرانی ، محمد پوربافرانی ( بندری ) اعضای محترم انجمن خیریه فاطمه الزهرا ( س ) بافران ، هیات امنای حسینیه و پادرخت در امر همکاری در توزیع و فروش کتاب در حسینیه در دهۀ اول محرم 88 ، هیات مدیره مرکز فرهنگی نیستانی - هیات امنای مجتمع خیریه بقیه الله الاعظم ( عج )  ، ریاست محترم اداره آموزش و پرورش نایین جناب آقای یوسف حسنی ، ریاست محترم دانشگاه پیام نور نایین جناب آقای دکتر بنیادی ، بنیاد شهید شهرستان ، ریاست محترم اداره میراث فرهنگی جناب آقای مهندس مدنیان و کارمندان محترمشان و به خصوص آقای حسن پوربافرانی که در ایام عید نوروز، حدود 100 جلد از کتاب را در جمع مسافران به فروش رساندند، شهردار فهیم نایین جناب آقای بهشتی فر ، مسعود اکبری فیض آباد ، حسین سید نقلی و همۀ کسانی که به نحوی حمایت مالی و معنوی خود را از این اثر ، ابراز داشتند خاضعانه تشکر و قدر دانی نمایم و امید که خداوند به همه این عزیزان طول عمر با عزت عنایت کند .

و من الله التوفیق

اردیبهشت 89

علیرضا عرب بافرانی

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 10:26  توسط علیرضا عرب   |